|
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:
سلام خیلی وقت بود که دست و دلم به update کردن نمی رفت. اما تصمیم گرفتم از این به بعد به جای اینکه فقط شعر بنویسم ، چیزایی که به ذهنم می رسه رو هم بنویسم. به عبارتی کمی سبک بلاگ را تغییر بدم.
بارها با خودم فکر کردم که بزرگترین اشتباه من در گذشته چی بوده؟
به این نتیجه رسیدم که بزرگترین اشتباهم در گذشته این بوده که "زیاد به گذشته فکر می کردم". پیروز باشید
سلام
خدایا تو چه جوری منو(بنده هات رو) این قدر دوست داری؟ آخه جز بی وفایی از ما ها چی دیدی؟ اونوقت ما این همه بی لیاقتیم که دوست بودن با تو این قدر برامون سخته!!!
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
زندگی تجربه ای است که تکرار نمی شود
پس به چه کار می آید؟!!! عشق داستانی است که انتها ندارد پس ز چه باز می آید؟!!!
خسته ام تا وسعت بی پایانی ها .
تو فشار دارم متلاشی می شم. خدایا کمکم کن .
من و تو با هميم اما دلامون خيلي دوره من و تو هم صداي بي صداييم ، با هم و از هم جداييم من و تو هم صداي بي صداييم ، با هم و از هم جداييم من و تو ، من و تو ، من و تو ، من و تو اردلان سرافراز
حقيقت دارد من عبور كنم دوباره متولد شوم خانه را براي تو آماده كنم آنقدر بميرم
|
About![]()
از دست دل... Archivesاسفند 1387بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
مست راستین |